آنتی فیلتر پروکسی فروکسی فیلترشکن فیلتر شکن FREEGATE ULTRASURF FREE GATE ULTRA SURF
مشاهدات حيرتآور خبرنگاري از يك كلانتري: جوان متهم را بهجای لوستر از سقف آویزان کرده بودند!
سال گذشته در روزهای دوشنبه و سه شنبه مورخ ٧ و ٨ بهمن ماه به مدت ۴٨ ساعت به دلیل اختلاف مالی كه منجر به درگیری و زد و خورد با یکی از طرفهای مالی موسسه تحت مدیریتم شد، در بازداشتگاه کلانتری ]…[ خيابان "ن" تهران و پایگاه ]…[ آگاهی به مدت دو روز در بازداشت بودم.
در این خصوص، پروندهای در شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۴ رسالت تشکیل و اینجانب با قید کفالت تا رسیدگی پرونده آزاد شدم.
موضوع پرونده یک مورد شخصی است که دلیلی براي رسانهای کردن آن وجود ندارد اما در طاین ۴٨ ساعت رفتارها و برخوردهایی را از سوی برخی از افراد پلیس با متهمین مشاهده کردم که هویت حرفهای من ایجاب میکند که به آن اشاره کنم.
انچه در ادامه ميخوانيد، شرح اين ماجراست:
برخوردهای فیزیکی با روش هایی نظیر سیلی زدن ، پس گردنی و لگد زدن به پهلو و شکم به گمان در کلانتری ها بطور اعم و در آگاهی ها بطور اخص یک امر کاملا طبیعی به نظر میرسد!
البته متهم هرچه جوان تر باشد بیشتر مورد اینگونه روش ها واقع خواهد شد و فحاشی های رکیک که جای خود دارد. فردی هم که مسول بازدید بدنی است، قبل از تفتیش به متهم میگوید؛ «اگر چیزی داری هوای منو داشته باش»!
جمله ای که به خود من نیز گفته شد و جالب اینکه هر آن کسی که به این درخواستها پاسخی احتمالا ریالی ندهد و یا موارد خلافی نداشته باشد، بیشتر مورد بی احترامی و به تبع مورد ضرب و شتم قرار می گیرد، همان گونه که من دچار آن شدم.
البته بعد آنکه دو کارت جانبازی و خبرنگاری ام را نشان دادم از برخوردهای فیزیکی در امان ماندم به گونهای که افراد پلیس با علامت دادن به یکدیگر، با من دیگر برخورد نامناسبی نداشتند اما پیش از این یک سیلی و دو پس گردنی و دو سه تا فحش آبدار و بسیار زشت را دریافت کرده بودم!
در این نوشته سعی می کنم تنها به یکی از نمونه ها که شاهد و ناظر آن بودم به اجمال اشاره ای داشته باشم :
از برخوردهای بد پلیس و بسیاری از نیروهای انتظامی با مردم به لحاظ رفتاری در جاها و مکان های مختلف بسیارشنید و حتا دیده بودم اما هرگز آن صحنه ای که در پایگاه چهارم پلیس آگاهی دیدم حتی تصور اش برایم مشکل بود.
از متهم پرسیده شد: بچه کجایی و چند سالته؟»
صدایی با لکنت و رعشه شنیده شد: «اهل زنجانام و متولد ١٣۶۴…»
هنوز پاسخ جوان متهم به اتمام نرسیده بود که صدای چک و لگد بود و شیون و آه وناله های آن جوان که تمام سالن را پر کرده بود. ساعت حوالی ٩ شب بود.
دقایقی بعد پسر جوان را به دیواری آویزان کردند به این صورت که دیواری به طول تقریبی دو متر که حدود یک متر بر بالای آن میله های آهنی قرار داشت، دست های جوان نگون بخت را با دست بند به آن میله ها بستند، بطوری که جوان متهم مثل لوسترهای سقفی کاملا آویزان شده بود.
جیغ و داد و گریه های سوزناک این جوان بود و سیلی ها و مشت و لگدهای که در پی برسرورویاش میبارید. جوان آویزان شده فریاد میزد که «شما را به خدا دست هایم در حال قطع شدن است، من غلط کردم و….. هرچی شما میگید درسته، بهخدا امضا میکنم» و…
اما با این اوصاف آنچه که برای خودم اتفاق افتاد تا اندازه های بسیار زیادی گویای بسیاری از نادیده های عجیب بود !
از همان ابتدای ورود به کلانتری ١٢٧ با فرمان کلاغ پر تا انتهای سالن بصورت کلاغ پر رفتم و در انتهای سالن با یک ستوان جوانی روبرو شدم که از من خواست که هرچه در جیب دارم بیرون بریزم. من در حال انجام خالی کردن تمامی وسایل داخل جیبم بودم که افسر جوان با یک آرامش خاصی که توام با ادبیات ملایم بود به من گفت؛ «اگر موردی در جیبات داری به من بگو تا هوای ات را داشته باشم»!
البته من از این جمله چیزی نفهمیدم اما در پایان کار به وضوح متوجه آن شدم، مثلا از میان وسایل توی جیبم یک عطر بیک داشتم که آن را یک افسر دیگر برای خود برداشت!
در مورد ديگري از بین ٨٠ هزار تومان پول نقد و ١ میلیون تومان تراولچک همراهام ، آخرالامر و هنگام ترخیص با یک ترفندی فقط ٩٠٠ هزار تومان از تراولها را به من تحویل دادند! ٨٠ هزارتومان در کلانتری به جیب افسری به نام “ص” رفت و یک تراول ١٠٠ هزار تومانی هم در آگاهی به درون جیب افسری بنام “ش” غلتید.
مشاهدههاي من به اينجا ختم نميشود.
در مراکز نظامی مانند ادارات پلیس کسی اجازه استعمال دخانیات ندارد و اين شايد امر نیکویی است اما این ممنوعیت در مراکز پلیس به اهرمی مبدل شده که سربازان و برخی از افراد پلیس با بهرهبرداری از این مقررات به کسب درآمد نامشروع می پردازند. یعنی با خرید سیگار برای فرد بازداشت شده از آن مبالغ گزافی را دریافت می کنند و یا اینکه افسر پرونده در جریان بازجویی به صراحت به متهم می گویند که «اگر هوای مرا داشته باشی گزارشات را به گونه ای می نویسم که قاضی نتواند تو را محکوم کند»…!
احساس من از این مشاهدات دو روزه این است که این نوع مراودات و جریانات تلخ و زشت به گمان به یک روال عادی هم برای مردم و هم برای پلیس تبدیل شده است که به این سادگی ها هم قابلیت اصلاح ندارد.
براساس مشاهدههاي من گويا اکثریت افراد پلیس برای سر کیسه کردن افراد بازداشت شده گوی سبقت از یکدیگر میربایند و در چنين فضايي هرمتهمی که از نظر فرد پلیس به لحاظ مالی ضعیفتر باشد تنها باید خود را آماده کتک خوردن کند و البته آنکه بلحاظ مالی توانمند تر است می باید سر کیسه را برای پرداخت رشوه شل بکند!
خرداد: نام و مشخصات كامل اين بازداشتگاهها و افراد نام برده شده به اسم اختصاري در اختيار “خرداد” و همكار سايت است و چنانچه مسوولان پليس و دستگاه قضايي علاقهمند به پيگيري و ريشهكني اين فسادها در مهمترين ركن اجتماعي و امنيت كشور هستند، ميتوانيم اين اطلاعات را در اختيار مقامهاي محترم نيروي انتظامي قرار دهيم.
“خرداد” به آن جهت به انتشار اين گزارش ميپردازد كه گمان دارد، چنين نقض فاحش و وحشتناك حقوق شهروندان در كلانتريها و آگاهيها ديكته شده و قانوني نيست و مسوولان نيروي انتظامي مسووليت دارند و بايد به ريشهكني آنها بپردازند.
هنوز گزارش سال گذشتهي خبرگزاري ايسنا از شكنجهي وحشناك جواني تنها به جرم «كفتربازي» در ادارهي آگاهي و از سوي دو مامور پليس از اذهان پاك نشده و بهجاست كه نيروي انتظامي قدردان انتشار گزارشهايي باشد كه افراد فاسد و داراي مشكل را در سيستم اين نهاد افشا ميكند.
قصد خرداد، تخريب نهاد نيروي انتظامي نيست، سالمسازي آن است.
رضا جلودارزاده
خرداد
این عکس مربوط به کیست ؟
9 كشته و زخمي در جاده فسا
واژگونی اتوبوس دانشآموزان شیرازی در سفر استانی رییسجمهوریقلم - با واژگونی اتوبوس دانشآموزانی که در محور شیراز ـ فسا تردد میکردند، یک نفر کشته و هشت نفر دیگر مجروح شدند؛ ![]() دانشآموزان این اتوبوس به استقبال رییس جمهوری میرفتند. به گزارش قلمنیوز این اتوبوس رنو، حامل دانشآموزان دختر بود و دقایقی بعد از ساعت 9 صبح وقتی از شیراز به فسا حرکت میکرد به گفته پلیس راه بر اثر تخطی از سرعت مطمئنه واژگون شد. بعد از وقوع این حادثه یکی از دانشآموزان در دم کشته شد و هشت نفر دیگر مجروح شدند. ماموران پلیسراه، علت این سانحه رانندگی را تخطی از سرعت مطمئنه اعلام کردهاند. |
فیلم کامل بازجویی سعید امامی قتل های زنجیره ای برای دانلود
اگر اعصاب خوردی مثل من دارین این فیلم ها رو ببینید
برای دانلود این فیلمها هم باید از برنامه اینترنت دانلود منیجر استفاده کنید
باید لینک های پایین را به برنامه اضافه و دانلود کنید . اگه مشکلی بود کامنت بزارین تا من عکس بزارم براتون
برای دانلود برنامه
mms://media.krsi.net/KRSI_Archive/interrogation/fast/part2.wmv
mms://media.krsi.net/KRSI_Archive/interrogation/fast/part3.wmv
mms://media.krsi.net/KRSI_Archive/interrogation/fast/part4.wmv
mms://media.krsi.net/KRSI_Archive/interrogation/fast/part5.wmv
mms://media.krsi.net/KRSI_Archive/interrogation/fast/part6.wmv
mms://media.krsi.net/KRSI_Archive/interrogation/fast/part7.wmv
mms://media.krsi.net/KRSI_Archive/interrogation/fast/part8.wmv
mms://media.krsi.net/KRSI_Archive/interrogation/fast/part9.wmv
mms://media.krsi.net/KRSI_Archive/interrogation/fast/part10.wmv
mms://media.krsi.net/KRSI_Archive/interrogation/fast/part11.wmv
مبارزه سیاسی باازاله بکارت
چند تا از پربیننده ترین مقاله ها و خبرهاش . طرف خودش طرفدار چپی هاست ولی باباش عاشق دکتر محموده .
قوم یهود در ایران !
جناب آقای مصباح؛ آیا حقیقت دارد پای رهبر را بوسیده اید؟
زندگی نامه دکتر مهدی خزعلی
روانشناسی احمدی نژاد
مبارزه سیاسی باازاله بکارت
آقاي رئيس جمهور : اول فكركنيد ، بعد بچه دار شويد
حکم بستن عمامه و کراوات
احمدی نژاد و سلامت جنسی
پروفسور حمید مولانا کیست ؟
عودلاجان گیت احمدی نژاد
خاطره ای از روح اله حسینیان برای تسکین خودم !
آقای احمدی نژاد، آيا فقط اهانت به رييس جمهور جرم است
احمدی نژاد و حمام ترکی !
دکتر گفته !!
توحید آیت الله مصباح و شرک مراجع !
شریعتمداری و انجمن حجتیه
پاسخ احمدی نژاد به همسر پالیزدار
آنوسی ها ! ( یهودیان مسلمان نما )
من بی صلاحیتم !
المستقبل: خزعلی، احمدینژاد را متهم به دست داشتن در ترور کاظم سامی کرد
تاج یا عمامه !
طشت و سر بریده و خرابه شام؛ دروغ است !
این متن زیری رو گویا برای دکتر کردان نوشته
مبارزه سیاسی باازاله بکارت
پیشاپیش از اینکه ناگزیرم با ادبیات عبید زاکانی بنگارم پوزش می طلبم، چاره ای نیست.
حکایت کنند، عبید را به زندان افکندند، هم ولایتی او پرسید: "فلان بچه مردم گذارده ای که به زندان افتاده ای؟" گفت: "نه" پرسید: "پس فلان بزرگسال گذاشته ای؟" پاسخ داد: "نه جان من، جرم من سیاسی است!"
هم بند او گفت: "خوب از اول می گفتی که فلان مسئولین گذاشته ای!"
ظریفی می گفت: زید در زمان طاغوت زندانی سیاسی بوده است، نابخردان خرده گرفتند و کاغذ پاره ای را پیراهن عثمان کردند که اتهام زید "ازاله بکارت" بوده است. پس رندان شور کردند و هیات تحقیق و تفحص تشکیل دادند تا ارتباط جرم سیاسی و ازاله بکارت را بیابند، بزرگ رندان گفت: زید الحق که از پیشتازان مبارزه با طاغوت و سردمداران رژیم بوده است، شاید دختر و یا خواهر یکی از مسئولین طاغوتی را قبول زحمت فرموده اند و این حرکتی نمادین است که "خوار طاغوت را ... بعله"
با خود گفتم، ما که نوجوان بودیم و از عمق مبارزه سیاسی چیزی نمی فهمیدیم و فقط در سطح خیابان ها شعار می دادیم، غافل از اینکه کسانی مرد عملند و مبارزه آنان عمقی است.
من هم باید ترک تحصیل کنم !
طنزی ظریف از دوران قبل از انقلاب که معلم خانم سر کلاس پسران می رفت بهانه نقد سیاسی ماست !
گویند: خانم معلم دولا می شود تا تخته پاک کن را از زمین بردارد .
یکی از دانش آموزان می گوید : اجازه خانم معلم، من بالای زانوی شما را دیدم!
معلم با ناراحتی می گوید : پسر بی ادب برو بیرون و امروز دیگر سر کلاس من نیا !
دومی اجازه می گیرد و می گوید : خانم معلم، من یک وجب بالاتر را دیدم !
و معلم فریاد می زند : اخراج، یک هفته از کلاس من اخراجی !
سومی به آرامی برمی خیزد تا از کلاس خارج شود،
معلم می گوید : کجا ؟
و پسر جواب می دهد : آنچه من دیدم ، می روم ترک تحصیل کنم !
آقای دادستان محترم تهران، برای یک سخنرانی پالیزدار و گزارش نتایج تحقیق و تفحص مجلس که پیش از این در گزارش رییس بازرسی کل کشور نیز آمده بود، تقاضای 22 سال حبس می نماید ! پس از قرائت کیفر خواست 16 ماده ای و 81 صفحه ای دادستان برای پالیزدار، دیدم با توجه به چیزهایی که پالیزدار دیده است و 22 سال حبس برایش تقاضا کرده اند!! ظاهراً من هم باید بروم ترک تحصیل کنم !!!
ولی این متنشو حتماً بخونید
قوم یهود در ایران !
خاتمی اگه قبول نداری نیا

بابا محمود که الان رئیس جمهوره . کدوم کارشو یهو یادمون رفت ؟ ما که رفتیم سر صف کسی نبود با هم بریم تو صف . امروز دیگه میخوام فیلم بگیرم بدم به شهرام همایون !!!
توی تمام این حرف ها من با خاتمی یه حرف دارم . آقای خاتمی به تو خیلی ها یه فرصت دیگه دادن . اگه اومدی و رای نیاوردی دور واطرافیانت نگن تقلب کردیا . من خودم میدونم تو انتخابات تقلب میشه ولی وقتی تو میای شرکت میکنی یعنی قبول داری داداش . پس اگه رای نیاوردی نری بگی به خدا واگذار میکنم . اگرم میدونی تقلب میشه و رای نمیاری نیا و هیزم آتیش حکومت نشو . من باسه این حمایتت میکنم که شاید توی دوره تو بشه دوباره فعالیت های مدنیمون رو تقویت کنیم . و قدرت بسیج و سپاه کمتر بشه . ولی تو وقتی اومدی یعنی انتخابات رو قبول داری. همین . پس اگه قبول نداری نیا !
شروع فعالیت برای چهارشنبه سوری
عکس هایی از خاتمی شیطون
خاتمی در حال خر کردن خارجی ها
میگفتن خارجی ها خاتمی رو دوست دارن . اینجوریشو ندیده بودیم

از صحنه های فتو شاپی مثل همون صحنه پرتاب موشک

تو این صحنه سید خندان نتونست شر و ورات رو تحمل کنه و یدفعه ای ترکید

نقش خاتمی بعنوان طناب در تمرین بکش بکش

خاتمی در دوبی درحال ... با خواهر های نامحرم

خاتمی هیز و چشم چرون
فاجعه ای دردناک در تالاب پریشان
" خبری از این زنیکه عوضی رئیس سازمان تخریب محیط زیست هم نیست "

مشکل اولترا سورف 9.3
ULTRA SURF9.5
ULTRASURF 9.5
ULTRA SURF 9.5
ULTRA SURF9.5
جدید ترین ورژن برنامه ULTRA SURF
دانلود اولترا سورف اولتراسورف
دانلود فایل زیپ شده برای کسانی که آنتی ویروس دارند ( لینک غیرمستقیم )1
دانلود فایل زیپ شده برای کسانی که آنتی ویروس دارند ( لینک غیرمستقیم )2
دانلود فایل زیپ شده برای کسانی که آنتی ویروس دارند ( لینک غیرمستقیم )3
سلام دوستان خوب و عزیز و مهربونم .
دیر آپلود کردن برنامه اولترا سورف 9.3 بخاطر درست کار نکردنش بود که وقتی دیدم کار میکنم باستون گذاشتم . ولی الان چند روز بود که این ورژن جدیده کار نمی کرد . آنتی ویروس مک کافی هم اکثر برنامه های آنتی ویروسم رو پاک کرد و نمی ذاشت من دانلود کنم و سریع پاکشون میکرد . بخاطر همینم باستون فایل زیپ شده باستون گذاشتم که راحت دانلود کنید و اگر آنتی ویروس داشتین بعنوان تروجان پاکش نکنه . این چینی های پدرسوخته از هر راهی جلوی این فیلترشکنا رو میگیرن . با بعضی برنامه های دانلود از این سایت نمیشه دانلود کرد . با همون مرورگرتون دانلود کنید . ورژن 1.6 جی پروکسی رو هم میخواستم بزارم که نمی دونم کجا غیبش زده !!! توی این چند روز به این نتیجه مهم رسیدم که استفاده از جی پس دیوانگی محضه .
دانلود لینک غیر مستقیم
مامک خادم خواننده محبوب من . با صدای دیوانه کنندش که شما رو با خودش به اوج میبره . همیشه فکر میکردم این صدای یه دختر بیست ساله سرکشه . بعد از این همه سال تازه عکسشو دیدم . ولی دیوونه صداشم . آهنگاشو با گوشی گوش کنید . منظورم هدست یا خلاصه چیزی که هیچ صدایی جز مامک نباشه . عاشقش میشین .
خوبی انتخابات
بعد با کمال پرویی میاد میگه رفتم نفت خریدم باهاش . به قول لیلاز اصلاً برو باقلوا بخر . مملکت بی صاحاب . اینی که میگن این پول ذخیره ارزی کجاست همینه دیگه . الانم دیگه نزدیکه انتخاباته و دیگه هی فرت و فرت پول میگیره از حساب ذخیره . آدم میمونه اینایی که این همه دم از دین و اسلام میزنن چقدر راحت پول مردم رو حیف و میل می کنند . کاراشون مثل بچه کوچیکا میمونه که سر ماه پول تو جیبی از باباشون میگیرن و باسش برنامه می چینند و دوروزه خرجش میکنن . کم میارن از کیف مامانه و جیب باباهه برمی دارن . مملکت رو دست کیا دادیم ... تاحالا فکر کنم 3 بار رئیس بانک مرکزی رو عوض کرده و الانم این آخری هم دوباره باید عوض شه .
ولی خوبی این انتخابات .....
در نزدیکی این سه ماه مردم این جیبشون پر پول میشه . شنیدم قراره پاداشها و عیدی و خلاصه همه چیز کارمندها رو توی این یکی دو ماهی بدن . کاشکی هر سال انتخاباته ریاست جمهوری بود . اینطوری همیشه روسای جمهور به فکر مردم هستند .
چهارشنبه سوری در درب مجلس

به قول یکی از دوستان ایران پرسی
" اطلاعیه نمایندگان مجلس شورای اسلامی بمناسبت چهارشنبه سوری
بدینوسیله به اطلاع ملت ایران میرسانیم که مراسم چهارشنبه سوری امسال در مقابل درب ورودی مجلس برگزار خواهد شد. در این مراسم از جانبازان به جان آمده معتاد و زندانی و خلافکار به جای بوته و هیزم برای سوزاندن استفاده خواهیم کرد و هموطنان میتوانند با شعار: ویلچر تو از ما – غل غلی ما از تو از روی این جانبازان معتاد زندانی و خلافکار که در جنگ فقط نیمی از جان خود را به ما هدیه کردند بپرند. لطفأ از آوردن کپسول آتش نشانی خودداری کنید.
رئیس مجلس شورای اسلامی و نمایندگان تابع "
رئیس مجلس بجای فکر کردن به اینکه این شخصی که این کار رو ولو اشتباه انجام داد میگه طرف جانباز نبود . طرف معتاد بود . موندم این مواد مخدرش چی بود که انقدر بهش اعتماد به نفس داد که خودش رو آتیش بزنه .
این متنم رو حتماً بخونید
هیچ وقت دلم نمی خواست در مورد مسائل کاریم توی بلاگم بیام و حرف بزنم . ولی امشب جلوی اون همه حاجی اشکم در اومده بود . امروز تو خیابون داشتم چرخ میزدم که یکی از دوستام بهم زنگ زد و در مورد یه ماموریتی بهم خبر داد . منم برخلاف همیشه که نزدیکه قرار نیستم ایندفعه نزدیکه سوژه بودم . به من گفتن برم توی نمایشگاه کتاب بایستم . دیدم از شانس ما این دو تا اومدن پشت پارچه نمایشگاه و دارن با هم حرف میزنن . تابلو بود دختره ترسیده بود . اصلاً حوصله توضیح دادن این حالات رو ندارم که چجوری میشه که یه آدم رو می ترسونند که کاملاً گوش به فرمان طرف میشی . خیلی قضیش مفصله . مثلاً با دخترانی سر و کار داشتیم که تعجب میکردیم . دختره خوشکل ولی چند بار رفته بود تو یه جای تاریک و چند تا پسر میرختن رو سرش و بهش تجاوز میکردند . بعدش دوباره میرفت !!!
این دختره هم همینجوری . یه لحظه پسره رفت توی باشگاه ورزشی کنار . دختره بیرون موند منتظر پسره . من و دوستم هم سریع رفتیم و به دختره گفتم که بره و یکمی باهاش حرف زدم . دختره بچه بود . بیچاره انقدم ناز بود آدم دلش میسوخت . پسره عین جوکی ها می موند . حالا هی موبایل دختره زنگ میخورد . موندم ما دانشگاه رفتیم باسمون موبایل خریدن . اینا رو باش ...
بعد دنبال کردیم دختره رو . حالا منم خودم ترسو . من رو با یکی از دوستام فرستادن که ببینیم قضیه چیه . دیدم دختره رو برد توی کوچه های تاریک .
گمشون کردیم !!!!
رسیدیم سر سه راهی . اصلاً نمی دونستم همچین جایی هم وجود داره . یه جایی نزدیکای مرکز شهر با ساختمونهای خراب . مطمئن بودم که دختره تو یکی از خونه هاست . بهم اجازه ندادن که بریم ببینیم . الان دارم دیوونه میشم . آخ چی میشد ما رو میزاشتن به جای این امر به معروفیهای مادر .... ! بخدا کون تمام این بچه لاتهای شهر رو سه سوراخه میکردم .
من توی این راه بهترین دوستم رو از دست دادم . هیچکی نمی دونه باسه چی مرد !!! ولی میدونم اون الان توی اون دنیا شاده . داریم کارمون رو گسترش میدیم و از حالت مخفی بودن درمیایم . خدا کنه حکومت جلومون رو نگیره که باهاش درگیر میشم و عمو و دایی رو میندازم به جون سید علی . کل اقتصاد رو میریزم بهم .
نمی دونم سر این دختره چی بلایی اومد و الان که سه ساعت از اون قضیه گذشته دختره کجاست و چیکار میکنه . نمی گم بخاطر قیافه دختره ولی آخه خیلی مظلوم بود . بچه بودنش هم یه طرف . نمی تونین بفهمین الان چه حالی دارم .
شما نمی تونید این قضیه رو درک کنید . حالم از مادر و پدرایی که نمی دونن بچشون چیکار میکنه و کجا میره بهم میخوره . مقصر اصلی اونان و بس .
من شاید اگه یه روز دختر دار بشم کاری به این نداشته باشم که دخترم خونه یه پسری میره و باهاش کاری میکنه یا نه . ولی مطمئنم تا رنگ لباس زیر پسره رو درمیارم که چه رنگیه . اگه باسه یه آدمی همچین قضیه ای پیش بیاد ، اون آدم تا آخر عمرش مریض میمونه .
سر همین قفل شدن یه دختره بهم گفته بود از من یه پلیس سئوال کرده بود که این پسره اذیتتت میکنه و گفتم نه .
بچه هاتون رو خیلی دوست داشته باشین . دختر و پسر نداره . این یه مشکله . حتماً سعی کنید در عین اینکه اونا رو آدم های با شخصیتی بار میارین روحیه مقاومت و اعتماد به نفسشون رو بالا ببرین . دوسشون داشته باشین . این عشق رو از هر سنی نمیشه داد . نمیشه الان که که بچت 15 سالشه و بیای بعد این همه سال دست رو سرش بکشی و بقلش کنی . تو رو پس میزنه و ازت دوری میکنه . از کوچیکی عاشقش باش.
تجاوز دکتر بیهوشی به یک دختر
دخترانی که برای عمل زیبایی بینی به بیمارستان آیت الله کاشانی اصفهان مراجعه می کردند، پس از عمل متوجه می شدند که بکارت خود را از دست داده اند. به دنبال شکایت این دختران به نیروی انتظامی اصفهان، نیروی انتظامی دوربین مداربسته ای را به صورت نا محسوس در اتاق عمل قرار داد و مشخص شد که پزشک بیهوشی این عمل زشت را با این دختران انجام داده است. عکس های منتشر شده از این اتفاق شرم آور به قدری تکان دهنده است که تنها یک عکس از این عمل قبیحانه منتشر شده است.
میگما ممکنه خبر دروغ باشه . آخه با عقل جور درنمی آد یک متخصص بیهوشی رو با یه دختر تو یه اتاق تنها بزارن . ممکنم هست که همه با هم دست به یکی کرده باشن . ولی فکر کنم نظریه اول درستر باشه که باسه تخریب اینکار رو کردند . آخه میگه نیروی انتظامی دوربین گذاشته اونجا . بعد فیلماشم دیده . من فکر کنم خبر دروغه . بعد از این کلاها میزارن روی سر دخترا اون کو ؟
نتیجه اخلاقی خانم رفیق ما ( عشق قدیمیه ما ) تو چرا ؟ دماغ تو که مشکلی نداشت . حالا عغمل کردی ؟!!! دوباره چرا ؟
نتیجه اخلاقی دیگه اینکه آدم باید عشقای قدیمیشو فراموش کنه و به عشقای جدید برسه .
تجاوز دسته جمعی ماموران به دختر 16 ساله فراری
تجاوز دسته جمعي ماموران به دختر 16 ساله فراري در كلانتري سيرجان استان كرمان
سال 85 از كرمان تصميم به رفتن به دانشگاه به مقصد شهر ديگري داشتم يك ساعت به حركت اتوبوس مانده بود تصميم گرفتم تلفني به يكي از دوستان كرماني ام بزنم, در گوشه اي كيوسك تلفن شهري يافتم مشغول تلفن زدن بودم كه دختري حدود 16 ساله را ديدم به من خطاب كرد: از اينجا ميشه زنگ بزنم بندرعباس
به دختر نگاهي كردم در چهره اش مظلوميت خاصي را مشاهده كردم با دست مخابرات را نشان دادم و گفتم از انجا مي تواني زنگ بزني, زد زير گريه, پول ندارم, از زبانم در رفت گفتم فراري هستي, دختر بينوا گريه اش بيشتر شد گفت اره ,من از خانه فرار كرده ام ,من اهل حاجي اباد بندرعباسم .اولين بار بود كه به يك دختر فراري برخورد مي كردم گفتم هر كمكي بخواهي برايت انجام ميدهم
همراه با دختر به باجه مخابراتي كنار ترمينال رفتم و گفتم هر كجا دوست داري زنگ بزن, دختر وارد باجه شد بعد از دقايقي بيرون امد گفت, زنگ زدم به پسري كه من را بي ابرو كرده و باعث شد من از خانه فرار كنم جواب نمي دهد. به دختر گفتم من اينجا مسافرم بايد بروم ميخواهي برايت بليط بخرم برگردي خانه, دختر بينوا گفت برگردم من را مي كشند و گفت جايي برايم پيدا كن امشب بخوابم. دختر به دو پسر كه در كمينش بودند اشاره كرد گفت اين دو نفر فهميده اند فراري هستم دارند دنبالم مي كنند, گفتم بيا معرفيت كنم كلانتري انها تو را تحويل بهزيستي ميدهند دخترك باز شروع به گريه كرد, گفت نه انها از همه بدترند, تعريف كرد شب قبل در كلانتري سيرجان كرمان بودم شب در بازداشتگاه چند نفري ماموران به من تجاوز كردند و صبح گفتند برو
خيلي جا خوردم دليلي نداشت دخترك بينوا در اين شرايط بخواهد دروغ بگويد از يك طرف دو جوان كه طعمه خود را يافته بودند و من كه مسافر بودم و بايد مي رفتم
با دختر بينوا حرف زدم, گفتم: من بايد بروم و اين دو پسر اذيتت مي كنند بهترين راه اينه ببرمت كلانتري دختر بينوا با اكراه راضي شد. كلانتري روبروي باجه مخابراتي و كنار ترمينال بود با هم به كلانتري رفتيم در دفتر افسر نگهبان يك سرهنگ ديدم سلام كردم گفتم :شما فرمانده كلانتري هستيد گفت :نه من خادم ملتم, دختر بينوا را تحويل كلانتري دادم تا شايد كمكش كنند و رفتم .شايد كار عاقلانه اي كردم كه موضوع تجاوز گروهي به دختر بينوا را در كلانتري مطرح نكردم چون احتمالا به جرم توهين و تهمت به خادمان ملت بايد جوابگو مي شدم
هنوز افسوس مي خورم بيشتر افسوس به حال خودم كه نتوانستم كمكي انجام دهم براي ان دختر بي پناه فراري از دست خانواده اي كه او را باعث بي ابرويي و جامعه اي كه او را طعمه خوبي براي لذت خود ميداند
جهار دانشجوی پلی تکنیک در مراسم بزرگداشت بازرگان بازداشت شدند
خبرنامه امیرکبیر: حسین ترکاشوند دبیر انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر و مجید توکلی، اسماعیل سلمان پور و وحید دانشیار از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر، روز گذشته در مقابل حسینیه ارشاد دستگیر شدند.به گزارش خبرنامه امیرکبیر، این چهار دانشجو در جریان دخالت نیروهای امنیتی در ممانعت از برگزاری مراسم بزرگداشت سالگرد درگذشت مهندس بازرگان که برای دومین بار لغو شد، بازداشت شدند. این مراسم که چندی پیش نیز از برگزاری آن به ممانعت به عمل آمد، قرار بود با صدور مجوز در روز پنج شنبه در ساعت ۲/۳۰ بعدازظهر برگزار شود.
پس از آنکه نیروهای لباس شخصی با همکاری نیروهای انتظامی با تهدید و ارعاب سعی در متفرق کردن جمعیت داشتند، برخورد وحشیانه و توهین آمیز آنان لباس شخصی ها باعث ایجاد درگیری هابی میان مردم و مامورین شد و و در پی آن چهار دانشجوی دانشگاه صنعتی امیرکبیر، آقایان حسین ترکاشوند، مجید توکلی، اسماعیل سلمان پور و وحید دانشیار به همراه جمعی دیگر از شرکت کنندگان بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شدند.
تاکنون اطلاعی از وضعیت دانشجویان بازداشت شده در دست نیست و با توجه به اظهارات شاهدان عینی در مورد نحوه برخورد مامورین با بازداشت شدگان، نگرانی هائی در مورد سلامت جسمانی آنان وجود دارد.
یکی از دانشجویان حاضر در مقابل درب حسینیه ارشاد به خبرنامه امیرکبیر گفت: “من دیروز پس از مراجعه به حسینه ارشاد برای حضور در مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان با برخورد بد مامورین وزرات اطلاعات مواجه شدم, که بعد از تهدید اینجانب مبنی بر عدم حضور در مکان از روبه روی حسینیه دور شدم.”
یکی دیگر از حاضرین گفت چندین تن از مردم حاضر در محل با حمله ی شدید عده ای لباس شخصی مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتند تا حدی که صورت یکی از این افراد بشدت مجروح و مصدوم شده بود.
پاسخ جمعی از سران رژیم آخوندی به شعار همایونی “ما هستیم
در پی دعوت یگانه منجی بشریت، از شر فقر و ننگ و بربریت، اعلی حضرت همایونی، شهرام همایون بیرونی* ، از ملت غیور ایرانی، برای شرکت در تظاهرات خیابانی، عده ای از سران رژیم آخوندی، بعضی به سرعت و بعضی به کندی، پاسخ هایی به ایشان داده اند، که سمع و نظرات می رسد. باشد که چشمشان کور، نامشان مهجور، و قدرتشان مقهور گردد.شهرام همایون : “ما هستیم”
رهبر معظم انقلاب : “دشمنان ما بدانند که ملت ما همیشه در صحنه بوده اند. اگر شما هستید، ملت ایران هم هست. اگر شما یک کانال** دارید، ما امروز به حمدالله هفت کانال داریم. شبکه احادیث و معارف اسلامی داریم. به یاری خداوند، ملت ما همیشه در صحنه خواهد ماند و توطئه شما ابتر خواهد شد.”
شهرام همایون : “ما هستیم”
رییس جمهور مردمی (لطفا با لهجه احمدی نژادی بخوانید) : “می گن یه آقایی اومده، گفته ما هستیم. ما هم گفتیم خوب، باشه، ما مشکلی نداریم. پیشنهاد کردیم…یه عده ای از دانشمندای جوان ما که سن بعضی هاشون به 22 سال هم نمی رسه، جمع شن برن اون جایی که ادعا می کردن، تحقیق کنن، ببین این اقا که می گه ما هستیم، هست یا نیست. اومدن گفتن شما مقاصد نظامی دارین از این کار، می خواین طرفدارای ما رو تو خیابون بازداشت کنین…واقعا مشکل ممکلت ما اینه که یه عده ای تو پارک جمع شدن می گن ما هستیم؟ این به نظر من توهینه به کشور عزیز ما. به حمدالله دنیا الان براش مشخص شده که اصلا این طور نیست . تصاویرش هم تلویزیون نشون داد، همه دیدن. برادرای ما تو نیروی انتظامی رفتن اونجا و دیدن که هیچ کس نیست.”
شهرام همایون : “ما هستیم”
رییس تشخیص مصلحت نظام (در کتاب خاطرات سال 87): “ساعت شش صبح در خانه نشسته بودم. تعقیبات نماز صبح را می خواندم. آقای [علی] فلاحیان آمد. در مورد شورش های مردمی و اینکه یک آقایی در خارج از ایران تهدید کرده که جمهوری اسلامی را {ساقط} خواهند کرد، نگران بود. بخصوص این اواخر که گفته بودند «ما هستیم». گفتم عفت خانم {والده بچه ها} برایش آب قند بیاورد. خدا {عفت خانم را} حفظشان کند، خیلی زحمت می کشند. کمی دلداریش دادم. نیم ساعتی خوابیدم. ساعت 8 محسن بیدارم کرد. گفت عده ای درب منزل ما تجمع کرده اند [ و ] شعار می دهند پدر [...] بیا بیرون. گفتم بدهند همه شان را بندازند اوین. از بیت {رهبری} تماس گرفته اند که به [مقام معظم] رهبری هم همین را گفته اند. سپردم مراقب [آیت الله] آقای خامنه ای باشند. ناهار مختصری را با بچه ها خوردم. دوباره نیم ساعتی خوابیدم. عصر مهدی آمده بود { می گفت } که بعضی { از علما و روحانیون } ترسیده اند. گفتم بهشان بگوید نگران نباشند…”

شهرام همایون : “ما هستیم”
یولیو -مزدور رژیم آخوندی: “باش تا صبح دولتت بدمد.”
** کانال یک -CH1
I AM BARAK HOSSEIN OBAMA
امروز اصلاً کلاً احساسم نسبت به جورج بوش عوض شد . چقدر صحنه رو رومانتیک درست کرده بودند . بوش سوار هواپیما شد و همه باهاش خداحافظی کردند . انگار نه انگار که یه زمانی مردم سایشو با تیر می زدند . امروز فهمیدم همه دنیا مردمش فراموشکارند . امروز یکمی احساس کردم آمریکاییم . البته یکمم افسوس خوردم . خداکنه رئیس جمهور بعدی ما هم همینجوری باشه . امیرجون چرا دیگه نمی نویسی ؟ اگه جوابمو ندی زنت نمیشما !
اینم متن کامل سخنرانی رئیس جمهور
هموطنانم:من امروز در اینجا با فروتنی، و بر اساس وظیفه ای که در برابرمان قرار دارد ایستاده ام، سپاسگزار اعتمادی هستم که شما به من ارزانی داشتید، و آگاه از فداکاری ها و از خودگذشتگی هایی که اجدادمان تحمل کردند. من از پرزیدنت بوش به خاطر خدماتشان به ملت ما، و نیز بلند نظری و همکاری که ایشان در سراسر دوره انتقالی نشان دادند، سپاسگزاری می کنم. چهل و چهار آمریکایی سوگند ریاست جمهوری یاد کرده اند. کلماتی در جریان امواج خیزان غنا و توانگری و آبهای آرام صلح گفته شده است. با این حال، هر چند گاه، سوگند در میان ابرهای فشرده و توفان های خشمگین یاد شده است.در این لحظات، آمریکا نه تنها به دلیل مهارت یا نگرش کسانی که در مقامات بالا قرار دارند، پیش رفته است، بلکه از این رو که ما مردم به آرمان ها و ایده آلهای پدران و اجداد خود وفادار مانده ایم، و به اسناد بنیانگذاری ملتمان صادق بوده ایم. بنابراین چنین بوده است. و باید با نسل امروز آمریکاییان نیز چنین باشد.در این که ما در میانه یک بحران به سر می بریم تردیدی وجود ندارد. ملت ما با یک شبکه گسترده خشونت و نفرت در جنگ است. اقتصادمان، در نتیجه آزمندی و بی مسئولیتی برخی، اما همچنین به دلیل شکست جمعی ما در گزینش های درست و آماده ساختن ملت برای عصری جدید، بسیار ضعیف است. خانه ها از دست رفته اند، مشاغل نابود شده اند، دکان ها و مراکز کسب و کار بسته شده اند. بهداشت و درمان ما بسیار گران است، بسیاری قادر نیستند به مدرسه بروند، و شواهد این که راه هایی که ما برای انرژی به کار می بریم دشمنان و رقیبان ما را تقویت می کند و جهان ما را مورد تهدید قرار می دهد، روز به روز بیشتر می شود.این ها بر اساس داده ها و آمار شاخص های بحران هستند. آنچه کمتر قابل اندازه گیری است، اما عمیق است، کاهش اعتماد در سراسر سرزمینمان است - هراس آزار دهنده که نزول آمریکا چاره ناپذیر است، و این که نسل آینده باید دامنه نگرش هایش را پایین بیاورد. امروز من به شما می گویم چالش هایی که در برابرمان قرار دارد واقعی، جدی و بسیار هستند. رویارویی با آنها آسان و در زمان کوتاه ممکن نخواهد بود. اما، آمریکا، این را بداند که با آنها مقابله خواهد شد.در این روز، ما گردآمده ایم زیرا امید را به جای وحشت، و وحدت مقصود را به جای مناقشه و اختلاف برگزیده ایم.در این روز، ما آمده ایم تا پایان ناراحتی های کوچک و قول های دروغین، اتهامات متقابل و تعصبات کهنه و رنگ باخته که گریبان سیاستهای ما را برای مدتی چنین طولانی گرفته است پایان دهیم.ما ملتی جوان هستیم اما به کلام انجیل، زمان آن رسیده است که مسایل کودکانه را کنار بگذاریم. زمان آن رسیده است که بر روحیه پویای خود بار دیگر تاکید بگذاریم، تاریخ بهتر خود را انتخاب کنیم، آن هدیه پر ارزش، آن ایده ناب را از نسلی به نسل دیگر منتقل کنیم. قول خدا داده ای که همه برابر هستند، همه آزاد هستند و همه شایستگی آن را دارند که از فرصت دنبال شادی و امید برخوردار شوند.در تایید دوباره بزرگی ملت مان، ما درک می کنیم بزرگی هرگز به کسی داده نمی شود و باید کسب شود. ما در سفر خود هرگز میانبر نزده ایم و به کم قانع نبوده ایم. این راهی برای افراد ترسو، برای کسانی که لذت را برکار ترجیح می دهند و یا در جستجوی لذتهای ثروت و شهرت هستند نبوده است، بلکه راه کسانی بوده است که خطر را می جویند و اهل کار هستند – برخی مشهور اما اغلب بیشتر زنان و مردانی که در کار خود ناشناس هستند ما را در راه طولانی و پر از سنگلاخ به سوی توانگری و آزادی پیش برده اند.برای ما آنها وسایل دنیوی اندک خود را برداشتند و در جستجوی زندگی جدید اقیانوسها، را پیمودند. برای ما، آنها در کارگاههای فاقد حداقل امکانات زحمت کشیدند و در غرب ساکن شدند، شلاق را تحمل کردند و بر زمینهای سخت خیش زدند. برای ما آنها جنگیدند و مردند، در مکانهایی مانند کنکورد ، گیتزبرگ، نرماندی و خسان. این مردان و زنان بارها تلاش کردند، از خود گذشتند، کار کردند و دستهایشان پینه بست تا ما بتوانیم زندگی بهتری داشته باشیم. آنها آمریکا را بزرگتر از مجموع جاه طلبی های فردی ما می دیدند ، بزرگتراز تمام اختلافهای تولد، ثروت یا جناح.این سفری است که ما امروز ادامه می دهیم. ما همچنان غنی ترین و نیرومند ترین ملت روی زمین هستیم. خلاقیت کارگران ما از زمانی که بحران آغاز شد کمتر نیست. از نو آوری مغزهای ما کاسته نشده است. کالاها و خدمات ما به اندازه هفته پیش، ماه پیش و یا سال پیش مورد نیاز هستند. ظرفیت و توانایی ما کاهش نیافته است اما زمان ما برای بی حرکتی، محافظت از منافع محدود وسر کردن با تصمیمات نا مطلوب مسلما سپری شده است. از آغاز امروز ما باید خودمان را بالا بکشیم، گرد و غبار را بزداییم و بار دیگر کار بازسازی آمریکا را آغاز کنیم. زیرا ما به هر کجا که نگاه می کنیم کاری وجود دارد که باید انجام شود. وضعیت اقتصاد به عملی گستاخانه و سریع نیاز دارد، و ما عمل خواهیم کرد- نه فقط برای ایجاد مشاغل جدید بلکه برای پی ریزی شالوده ای جدید برای رشد. ما جاده ها و پلها ، شبکه های برق و خطوط دیجیتال که بازرگانی ما را تغذیه می کند و ما را به هم پیوند می دهد خواهیم ساخت. ما علوم را به جایگاه بر حق آن باز خواهیم گرداند و شگفتیهای تکنولوژی را برای بالا بردن کیفیت مراقبتهای بهداشتی و پایین آوردن هزینه های آن به کار خواهیم گرفت. ما آفتاب، باد و خاک را برای تامین سوخت اتوموبیل های خود و چرخش کارخانه هایمان به کار خواهیم گرفت. و ما مدارس و کالجها و دانشگاهای خود را دگرگون خواهیم ساخت تا به درخواستهای عصر جدید پاسخ دهند. ما میتوانیم همه این کارها را انجام دهیم و انجام خواهیم داد.اینک کسانی هستند که میزان بلند پروازیهای ما را زیر سوال می کشند – کسانی که می گویند سیستم ما نمی تواند این همه طرحهای بزرگ را تحمل کند. آنها کم حافظه هستند، زیرا آنچه را این کشور قبلا انجام داده است، آنچه را زنان و مردان آزاد می توانند وقتی تخیل به یک هدف مشترک می پیوندد وشجاعت لازم می شود فراموش کرده اند.آنچه بدبینان نمی توانند بفهمند این است که زمین زیر پایشان جابه جا شده است - که بحث های سیاسی کهنه که ما را برای مدتی چنین طولانی خسته کرده است دیگر کاربرد ندارد. پرسش امروز ما این نیست که آیا دولت ما زیاد بزرگ است یا زیاد کوچک است، اما این است که آیا کار می کند - آیا خانواده ها را در یافتن شغل با دستمزدی مناسب و معقول، مراقبتی که بتوانند از پس آن برآیند، و یک بازنشستگی والا یاری می دهد یا نه. جایی که پاسخ آری است، ما قصد داریم پیش برویم. جایی که پاسخ منفی باشد، برنامه ها متوقف خواهد شد. و کسانی از ما که مسوول خرج دلارهای مردم هستیم مسوول خواهیم بود - تا عاقلانه خرج کنیم، به اصلاح عادت های بد بپردازیم، کارمان را در روز روشن انجام دهیم – زیرا در چنین صورتی ما می توانیم اعتماد حیاتی بین یک ملت و دولت آن را دوباره برقرار سازیم.سوال پیش روی ما همچنین این نیست که آیا بازار نیرویی برای خوبی یا بدی است. قدرت آن برای تولید ثروت و توسعه آزادی بی بدیل است، اما این بحران به یاد ما آورده است که بدون یک چشم ناظر، بازار می تواند از کنترل خارج شود - و زمانی که فقط اغنیا را در نظر داشته باشد، یک ملت نمی تواند غنی شود. موفقیت اقتصاد ما همیشه نه فقط به اندازه تولید ناخالص داخلی ما، بلکه به گستره توانگری ما، و به توانایی ما در فراهم آوردن فرصت برای هر کسی که آماده کار باشد بستگی داشته است، نه از سر صدقه، بلکه به این دلیل که مطمئن ترین راه به سوی مقصود مشترک ما است.در مورد دفاع مشترکمان، ما گزینش بین ایمنی و ایدآل های خود را نادرست می دانیم و رد می کنیم. بنیانگذاران ملت ما، روبرو با خطراتی که ما فقط می توانیم تصور کنیم، برای مسلم ساختن حکومت قانون و حقوق انسان، پیش نویس منشوری را تهیه کردرن، منشوری که خون نسل ها آن را گسترش داد. آن ایده آلها هنوز جهان را روشن می کند، و ما آنها را به خاطر مصلحت رها نخواهیم کرد. و بنابراین، به تمام ملت ها و دولت های دیگری که امروز این مراسم را نگاه می کنند، از بزرگترین پایتخت ها تا روستای کوچکی که پدرم در آن متولد شد، می گویم بدانید آمریکا دولت هر ملت، هر مرد و زن و کودکی است که در جستجوی آینده ای همراه با صلح، والایی و شرافت هستند، و ما آماده هستیم بار دیگر نقش رهبری را ایفا کنیم.به یاد بیاورید که نسل های قبلی فاشیسم و کمونیسم را نه فقط با موشک و تانک، بلکه با اتحادیه های نیرومند و باورها و اعتقادات استوار و با دوام به زیر آوردند. آنها می فهمیدند که قدرت ما به تنهایی نمی تواند از ما حفاظت کند، و نه به ما اجازه می دهد هرگونه که دوست داریم عمل کنیم. برعکس، آنها می دانستند که قدرت ما از طریق استفاده عاقلانه از آن رشد می کند، امنیت ما از درست بودن آرمان ما، نیروی ما به عنوان نمونه و سرمشق، کیفیت های معتدل کننده فروتنی و خویشتنداری، نشات می گیرد.ما پاسداران این میراث هستیم، و با راهنمایی این اصول یکبار دیگر ما می توانیم با تهدیدهای جدیدی که کوشش حتی بزرگتری را – حتی همکاری بزرگتر و تفاهم بین ملت ها را - ایجاب می کند، مقابله کنیم. ما واگذاری مسوولانه عراق به مردم آن را آغاز خواهیم کرد و صلح در افغانستان را که به سختی به دست آمده است تقویت خواهیم کرد. با دوستان و دشمنان سابق، ما به گونه ای خستگی ناپذیر سعی خواهیم کرد تهدید اتمی را کاهش دهیم، و شبح زمینی را که رو به گرمی می رود از بین ببریم. ما بابت شیوه زندگی خود از کسی پوزش نخواهیم خواست، و نه در دفاع از آن درنگ خواهیم کرد، و برای کسانی که می خواهند هدف های خود را با ترور و کشتار بی گناهان پیش ببرند، ما به شما می گوییم که روحیه ما قوی تر است و نمی تواند درهم شکسته شود، شما نمی توانید بیشتر از دوام بیاورید، و ما شما را شکست خواهیم داد. زیرا ما می دانیم که میراث درهم آمیخته ما یک قدرت است، نه ضعف. ما ملتی از مسیحیان و مسلمانان، یهودیان – و نا باوران هستیم. ما از زبان و فرهنگی، که از گوشه و کنار این زمین آمده است شکل می گیریم، و از آنجا که ما طعم تلخ جنگ داخلی و جدایی نژادی را چشیده ایم، و از آن فصل تاریک نیرومندتر و متحدتر بیرون آمده ایم، نمی توانیم باور کنیم که نفرت های کهنه روزی تمام خواهد شد، خطوط قبیله ای به زودی پاک خواهد شد، و در حالی که جهان کوچکتر می شود، انسانیت مشترک ما خودش را آشکار خواهد ساخت، و آمریکا باید نقش خود را در طلوع عصر جدید صلح ایفا کند.به جهان اسلام می گویم ما خواهان راهی جدید برای پیشرفت، بر اساس منافع و احترام متقابل هستیم. و به رهبران سراسر جهان که می خواهند بذر مناقشه بکارند، یا غرب را مسوول ناراحتی ها و ناهنجاری های جامعه خود می دانند، می گویم بدانید که مردم شما درباره شما بر اساس آنچه می توانید بسازید، و نه آنچه نابود می کنید قضاوت خواهند کرد. به کسانی که از طریق فساد و فریب و خاموش کردن ناراضیان به قدرت چسبیده اند، می گویم بدانید که شما در طرف اشتباه تاریخ قرار دارید، ولی ما دست خود را اگر حاضر شوید مشت خود را باز کنید، به سوی شما دراز خواهیم کرد. به مردم ملت های فقیر، ما عهد می کنیم در کنار شما کار کنیم تا کشتزارهایتان را شکوفا کنید، آبهای پاک را به جریان بیاندازید، به بدن های گرسنگان غذا برسانید و افکار گرسنه را تغذیه کنید. به ملت هایی مانند ملت خودمان که از فراوانی نسبی بر خوردار هستند، می گوییم ما دیگر نمی توانیم سنبت به کسانی که خارج از مرزهایمان رنج می کشند بی تفاوت باشیم، و نه می توامنیم منابع جهان را بدون در نظر گرفتن تاثیر آن مصرف کنیم. زیرا جهان تغییر کرده است، و ما باید با آن تغییر کنیم.در حالی که ما راهی را که در برابرمان باز شده است بررسی می کینم، با فروتنی آن آمریکاییان شجاع را که، در همین ساعت، در صحراها و کوهستان های دوردست گشت می زنند، به یاد می آوریم و بر آنها ارج می نهیم. آنها حرفی دارند که می خواهند به ما بگویند، مانند قهرمانان به خاک افتاده ای که در گورستان آرلینگتون خفته اند و سالها است زمزمه می کنند. ما بر آنها ارج می گذاریم نه فقط به این دلیل که پاسداران آزادی ما هستند، بلکه از این رو که آنها روحیه خدمت و تمایل به یافتن معنا در چیزی بزرگتر از خودشان را مجسم می کنند. و با این حال، در این لحظه، لحظه ای که یک نسل را تعریف خواهد کرد، دقیقا همین روحیه است که باید همه ما را زنده نگاهدارد.زیرا به همان اندازه که دولت می تواند و باید انجام دهد، این سرانجام ایمان و تصمیم مردم آمریکا است که این ملت برآن متکی است. مهربانی است که یک بیگانه را وقتی سدها می شکند جلب می کند، کارگران فروتن و بی غروری که ترجیح می دهند از ساعات کار خود بکاهند تا ببینند دوستی کارش را از دست بدهد ، این ویژگی ها است که ما را از درون تاریکترین ساعتهایمان عبور می دهد. شجاعت آتش نشان است که به یک راهرو دود گرفته هجوم می برد، اما همچنین آمادگی پدر یا مادر برای تغذیه کودکی است، که سرانجام سرنوشت ما را رقم می زند.چالش ها، ممکن است جدید باشد. ابزاری که ما با آنها مقابله می کنیم ممکن است جدید باشد. اما آن ارزش هایی که موفقیت های ما به آن ها بستگی دارد – سخت کوشی و صداقت ، شجاعت و درستی، شکیبایی و کنجکاوی – قدیمی هستند، واقعی هستند. آنها نیروی آرام پیشرفت در سراسر تاریخ ما بوده اند. بنابراین آنچه مورد تقاضا است بازگشت به این حقایق است. آنچه اینک برای ما لازم است دوره جدیدی از مسئولیت است - اینکه هر آمریکایی تشخیص دهد که ما برای خودمان، ملتمان و جهان وظایفی داریم، که از روی غیض قبول نمی کنیم، بلکه آنها را با خوشحالی می پذیریم، با این آگاهی راسخ که چیزی راضی کننده تر از انجام وظیفه ای دشوار، که ویژگی ما را توجیه می کند، وجود ندارد. این قیمت و قول شهروندی است. این منبع اعتمار ما است – این آگاهی که خداوند از ما می خواند یک سرنوشت نامشخص را شکل دهیم.این معنای آزادی ما و نژاد ما است – چرا مردان و زنان و کودکان هر نژاد و هر ایمانی می توانند در آیینی در سراسر این مال با شکوه به یکدیگر بپیوندند، و چرا مردی که پدرش کمتر از شصت سال پیش ممکن بود نتواند در یک رستوران محلی کار کند، اینک در برابر شما ایستاده است یا مقدس ترین سوگند را ادا کند.بنابراین، بیایید در این روز به یاد آوریم که ما کیستیم و چه راه درازی پیموده ایم. در سال تولد آمریکا، در سردترین ماه ها، دسته کوچکی از وطن پرستان در کنار شعله های محتضر آتش در سواحل یک رودخانه یخ زده دور هم جمع شدند. پایتخت رها شد. دشمن پیش می آمد. برف با خون آغشته شده بود. در لحظه ای که پیامد انقلاب ما با بیشترین تردید روبرو بود، پدر ملت ما دستور داد این کلمات برای مردم خوانده شود: «بگذارید به جهان آینده گفته شود که در عمق زمستان، زمانی که چیزی جز امید و فضیلت نمی تواند جان بدر برد، شهر و کشور که از یک خطر مشترک به خود آمده اند، پیش آمدند تا با آن روبرو شوند.»آمریکا، در برابر خطرات مشترکمان، در این زمستان سخت، این کلمات بی زمان را به یاد بیاوریم. با امید و فضیلت، یک بار دیگر به درون آبهای یخ زده گام بگذاریم، و توفان هایی که ممکن است در راه باشد تحمل کنیم. بگذارید فرزندان فرزندان ما بگویند که وقتی زمان آزمون فرا رسد ما اجازه ندادیم این سفر به پایان برسد، پشت نکردیم و نلرزیدیم، و با چشمان دوخته به افق و با موهبت خداوند، ما هدیه بزرگ ازادی را حمل کردیم و به سلامت به نسل های آینده تحویل دادیم.
سلام بعد از مدتی
دوم اینکه در مورد برنامه ها و تغییراتش باید بگم
برنامه freegate برای مدتی رفت باسه خودش و فقط باسه چین کار میکنه و باسه کشورهای دیگه بعداً یه ورژن جدید میاد که همون قابلیت ها رو داره . البته این بستگی داره که ما کمک کنیم بهشون یا نه . خوب مسلماً این همه آدم تو دنیا رو نمی تونه تحت پوشش قرار بده . سرور این برنامه مثل ultrasurf توی شهر پال آلتو تو آمریکاست اگه درست گفته باشم . خلاصش اینکه بدمصیبتی شدیم . اینور از فیلترینگ میخوریم . اونور از بی پولی . حالا جالبیش اینه که اونور پول زیاد داریم منتها تو جیب برادران مجاهد .
ولی برنامه ها ultra surf و gpass خوب کار میکنند .
یه چیز دیگه از دوستم دیروز شنیدم که خیلی باسم عجیب بود . قیمت adsl تو شهر ما باسه 5 گیگ سرعت 64 ، 24 هزارتومنه . اون میگفت باسه شهر اینا یک گیگ 64 کیلوبایتی 25 هزار تومنه!!!! شاخ درآورم . میگفت تو شهرشون فقط یدونه ISP هست که این سرویس رو میده و مخابرات شهر هم گویا به کس دیگه ای اجازه این کار رو نمیده !!
تظاهرات ما هستیم هم داره خوب جواب میده . طرح شعار نویسمون هم خوب جواب داده . اینکه همه بخصوص حکومت بفهمه ما هستیم . شاید هدف انقلاب نباشه . هدف این حضوره که باید به حکومت ثابت بشه ما هستیم .
تو شهرمون که چند جای پر رفت و آمد تونستیم این شعار رو بنویسیم . بنظرم باسه شروع خوبه . البته بنظرم کار بعدی مشخص کردن هدف جنبشه . البته نظرات شما رو هم پذیراییم .
جالبیش اینه که بدونید خودشون میگن کسی شرکت نکرد و بعد باسه ترسوندن اعلام میکنند توی فلان شهر 500 نفر رو گرفتیم !!!!
تا بعد
گزارش صدای آمریکا از تجمع 26 دی ماه در کرمانشاه
برای دیدن ویدئوهای بیشتر و کاملتر از تجمعات شهرهای مختلف به تلویزیون کانال یک مراجعه کنید
Chanal6 از ساعت 17.30 تا 10.30شب
و
Kalaejadid
از ساعت 10.30 شب تا 3 بامداد
لونا شاد از صدای آمريکا رفت، خبرنگاران صلح
شباهنگ بدون لونا شاد !
لونا شاد مجری بخش فارسی صدای آمریکا به دلیل آنچه مدیریت غلط و اعمال تبعیض میان همکاران از کار خود در این شبکه استعفا داد .
منبع : گویا نیوز
اینجا ایران---عبور از فیلترینگ | ترجمه شده برای بلاگر فارسی و توسط مجتبی ستوده| ایجاد شده با قدرت بلاگر . کام




















